تبليغاتX
خدا بود و دیگر هیچ... - مشتی از خروار، هدايه‌المتعلمين

 

 

 

هدايه‌المتعلمين در قرن چهارم هجري قمري به خامه ابوبكر (ابوحكيم) ربيع بن احمد الاخويني از مردم بخارا به طبع رسيده است. استاد دكترمحمد دبير سياقي معتقد است ظاهرا قديمي‌ترين كتاب طبي است كه به فارسي تاليف شده است. ربيع بن احمد شاگرد ابوالقاسم مقانعي است و مقانعي شاگردي محمد بن زكرياي رازي را كرده است.

آقاي دكتر جلال متيني استاد اسبق دانشكده ادبيات دانشگاه مشهد هدايه‌المتعلمين را تصحيح و در سلسله انتشارات دانشگاه مشهد از زير چاپ خارج كرده است.

متاسفانه تنها به صفحه‌اي از اين كتاب در دسترسم بود كه مرحوم مجتبي مينوي در مجله يغما، سال دوم، در مقاله‌اي آن را آورده است كه مي‌خوانيم:

 

في ذكر الانبذه۱: ـ اندر یادكرد جوشيده‌ها ـ بدان كه مردم مركبست از دو گوهر: يكي گوهر جسماني كه تنومندي ازوست، و ديگر روحاني و آن روان وي‌ست. همچنين اِعراض۲ بعضي آنست كه به تن اضافت كنند و بعضي به جان چون گرسنگي و سيري كه مر تن را بود و شادي و غم مر روان را. اكنون پديد آمد كه بعضي چيزها آن است كه تن ازو فايده يابد و بعضي جان فايده يابد و ز طعام‌ها و ميوه‌ها و آب‌ها و حلواها فايده مر تن را بود، و از اخبارهاي خوش و سماع خوش و فرمانروايي و شادي سود و فايده مر روان را بود و هيچ چيز نيست كه ازو هم تن را فايده بود و هم روان را كه غم ببرد و به دل شادي آرد، و بخل ببرد و به دل وي سخاوت آرد، و گنگي ببرد و به دل وي فصاحت آرد، و هضم طعام را ياري كند و مواد بد را از تن بيرون آرد و غذا را به اندام‌ها رساند و حرارت غريزي۳ را قوي گرداند و تن را غذا كند و رطوبات اصلي را نگاهدارد، مگر شراب مسكر.

 

۱.انبذه: جمع نبیذ، شراب جوشيده

۲. اعراض: جمع عرض، مقابل جوهر

۳. غريزي: طبيعي

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 0:55 توسط زهرا س و زهرا ب | | لينك ثابت