تبليغاتX
خدا بود و دیگر هیچ... - شبی دلچسب و ...

مدت‌ها بود که دوست داشتم در شب‌های اعیاد بزرگ در مجلسی سنتی حاضر شوم و حظ ببرم. امشب اتفاق افتاد. مجمع روحانیون مبارز در مسجد ولیعصر ـ عج ـ  در خیابان وزرا به مناسبت میلاد امام زمان ـ عج ـ مجلس جشنی آراسته بود. همه‌چیز سنتی، آقایان در شبستان و خانم‌ها در طبقه دوم مسجد. شعرا و مداحان سپر به سپر می‌خواندند. مسجد مملو از جمعیت بود البته جملگی اصلاح‌طلب. سهیل ثابت محمودی مجری مراسم بود و مصرانه از مردم می‌خواست تنها صلوات بدرقه راه سخنرانان و مداحان کنند که در اکثر موارد تقاضای او اجابت شد الا تک و توکی که انصافاً جای کف بود.

سخنران اصلی مراسم آقای سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور سابق بود که درباره انتظار واقعی سخن گفت و البته سری هم به مقدمات انتخابات مجلس زد. خاتمی که سخن می‌گفت آرامش و اطمینان در سرسرای مسجد جاری می‌گردید و آدمی در خلسه‌ای فرو می‌رفت که توان توصیف‌اش را ندارم. مسجد زیبا و پاکیزه، سخنران تر و تمیز، مستمعین مؤدب و ساکت و پچ‌پچ نکن، کنج‌ها و زاوایای خانه خدا نیز جذب کننده هر ناظری؛ خداییش همه‌چیز لذت بخش بود. عبدالحسین مختاباد حالی شیرین به جمع داد و زمانی که مجلس را ترک می‌کرد آیت الله موسوی خوئینی‌ها برخاست و به نشانه تشکر گونه‌هایش را بوسید. خیلی‌ها آمده بودند. آقایان موسوی خوئینی‌ها، مجید انصاری، عیسی ولایی و آشتیانی در آستانه ورودی مسجد از میهمانان استقبال می‌کردند. از طبقه دوم چشمم که به استاد گرانقدرم دکتر قیصر امین‌پور افتاد خوب جوری خوشحال شدم، بیشتر از آن رو که سر دماغ و سلامت از ابتدا تا انتها، مستمع هوشیار مجلس بود. خدا خدا کردم که دست به اسلحه ببرد و شوری در مجلس بیندازد اما بدانید که آرزو بر جوانان هنوز عیب نیست. نخواند و فقط شنید.

 در ردیف دکتر امین پور آقایان مسجدجامعی، دکتر صفدر حسینی، آیت الله توسلی، دکتر اطاعت و حجةالاسلام دکتر مقدم در کنار حجةالاسلام سید محمد خاتمی نشسته بود. جلوتر از همه رضا خاتمی در میان جمع به چشم می‌آ‌مد. در صف کناری و انتهایی نیز آقایان مرتضی حاجی، ابطحی، کیانوش راد، دکتر خانیکی، فریدون عموزاده خلیلی، ابوالقاسم خوشرو و خاندان تابش نشسته بودند. و اما قسمت خانم‌ها خیلی پر و پیمان نبود. آنهایی را که شناختم عبارت بودند از خانم‌ها دکتر فاطمه راکعی، شهربانو امانی، زهرا اشراقی و خانم لامع زاده خبرنگار ایرنا. خلاصه شب خوبی بود و با شربت و شیرینی همه راهی خانه‌هایشان شدند، البته بعد از آن که جماعت مقابل مسجد و در خیابان کلی گپ زدند و از در و دیوار، و این ور و آن ور با هم گفتند. ابوی که ما را امشب مهمان جشن کرده بود تا زمانی که پا روی گاز نگذاشت نگران آشنایان زمین مانده بود. اول دختران مکرم آقای محمود میرلوحی را به دست دکتر خانیکی سپرد که به مقصد برساندشان، سپس به طرف خبرنگاران محترمه ایرنا رفت که گفتند برایشان از خبرگزاری اتومبیل می‌آید، اما بعد از اینکه سوار شدیم باز هم مادر مکرمه را راهی مقابل مسجد کرد تا اگر همکاران سابقش هنوز روی زمین مانده‌اند فکری کند، که این بار جوینده یابنده نشد.

                    عکسها:سهام‌الدین بورقانی

 

                               میلاد پربرکت امام امّید و بهروزی بر همه مبارک باد.

گزارش تصویری مراسم را می توانید در نوروز ببینید.

نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 0:26 توسط زهرا س و زهرا ب | | لينك ثابت