علامت دوستی خداوند ـ عزّوجلّ ـ و دلیل صدق آن در فرمانها خدای ـ عزّوجلّ ـ تقصیر ناکردن است و سنّت رسول او را ـ صلی الله علیه و سلّم ـ متابع بودن است و به همه حکمهاء خداوند ـ عزّوجلّ ـ راضی باشیدن است و بر خلق خداوند ـ عزّوجلّ ـ مهربانی و شفقت کردن است.
ابراهیم خوّاص ـ قَدّسَ اللهُ رُوحَهُ ـ گوید در بادیه می شدم گرسنگی و تشنگی بر من غالب شد و راه گم کردم، ناگاه مردی پدید آمد و با من گفت: " چشم فراز کن" فراز کردم. خود را به راه دیدم پرسیدم: " تو کیستی؟" گفت: "من خضرم" گفتم: "این صحبت با تو از چه یافتم؟" گفت: "به نیکوی کردن با ما در خویش."
در خبر است که عیسی ـ علیه السلام ـ مناجات کرد و گفت: "یا رب دوستی از دوستان خود به من نمای"
حق ـ تعالی ـ فرمود: "به فلان موضع رو، آنجا رفت، مردی دید در ویرانی افتاده، گلیم بر پشت، آفتاب بر وی عمل کرده و سیاه شده، و از دنیا با وی چیزی نی. باز مناجات کرد : "یا رب، دوستی دیگر با من نمای"
خطاب رسید: "به فلان موضع دیگر رو ." آنجا رفت، کوشکی دید بلند و درگاهی عظیم. خادمان و حاجبان بر آن در ایستاده. به رسم ملوک او را در کوشک در آوردند با اعزاز و اکرام، و خوانی به رسم ملوک پیش او بنهادند و انواع طعامها.
دست باز کشید، خطاب رسید: "بخور که او دوست ماست"
گفت: "یا رب یک دوست بدان درویشی و یک دوست بدین توانگری؟" فرمان آمد که : "یا عیسی، صلاح آن دوست در درویشی است؛ اگر توانگرش داریم، حال دل او به فساد آید، و صلاح این دوست در توانگری است، اگر او را درویش داریم، حال دل او به فساد آید. من به احوال دلهای بندگان داناترم."