نام پیامبر (ص) همواره ما را یاد مردی مقدس می اندازد که بالای شبستان مسجدی نشسته است، یارانش دور تا دور اویند و مردم از راه های دور برای دیدارش می آیند و حرفش را سینه به سینه می برند.
رسولی که پیام آور رحمت بود، پیامبری که هیچ گاه نا مردمی های روزگار او را از پای در نیاورد و ده سال تمام، مردمی را که مجنون می خواندنش به دین اسلام دعوت کرد. ۱۳ سال را در غربت سپری کرد و دین تازه اش را خانه به خانه و آدم به آدم پیش برد.
وای بر مائی که این نعمت بزرگ را به فراموشی سپرده ایم و تنها در هنگام نیاز به یاد او می افتیم...
این روزها دوباره به یاد آوری رسولی این همه دلسوز، که در پی مردمان راه بیفند و برای به راه آمدنشان غصه بخورد نیاز داریم.
" اللهُم صل علی مُحمد و آل مُحمد "
|
خواجگي هر دو عالم تا ابد كرده وقف احمد مرسل احد | |
|
|
|
|
يا رسول الله بس درمانده ام باد در كف، خاك بر سر مانده ام | |
|
| |
|
بي كسان را كس تويي در هر نفس من ندارم در دو عالم جز تو كس | |
|
|
|
|
يك نظر سوي من غمخواره كن چاره ي كار من بيچاره كن | |
|
| |
|
گرچه ضايع كردهام عمر از گناه توبه كردم عذر من از حق بخواه | |
|
| |
|
روز و شب بنشسته در صد ماتمم تا شفاعت خواه باشي يك دمم | |
|
|
|
|
از درت گر يك شفاعت در رسد معصيت را مهر طاعت در رسد | |
|
| |
|
اي شفاعت خواه مشتي تيره روز لطف كن شمع شفاعت بر فروز | |
|
|
|
|
ديده ي جان را بقاي تو بس است در دو عالم را رضاي تو بس است | |
|
|
|
|
داروي درد دل من مهر توست نور جانم آفتاب چهر توست | |
|
| |
|
هر گهر كان از زبان افشانده ام در رهت از قعر جان افشانده ام | |
|
| |
|
زان شدم از بحر جان گوهر فشان كز تو بحر جان من دارد نشان | |
|
| |
|
حاجتم آن است اي عالي گهر كز سرفضلي كني در من نظر | |
|
عطار نیشابوری. منطق الطیر | |