همیشه از بچگی این فکر ذهنمون رو پر کرده بود که چرا مثلا نماز صبحمون رو باید دو رکعت بخونیم ؟! چرا سه رکعت نخونیم ؟! از اون جایی که خدا برای همه سؤالهای ما پاسخ مناسبی قرار داده و این مائیم که کوتاهی می کنیم، الان باید جواب این سؤالمون رو پیدا کنیم... برای همین هم تصمیم گرفتیم پست این دفعمون رو به این سؤال اختصاص بدیم که مطمئن باشید برای شما هم جالب خواهد بود:
گفته اند : اول کسی که نماز بامداد بجا آورد آدم بو که از تاریکی شب به روشنایی روز رسیده، خدا را به این نعمت سپاس گزارد. چون آدم شب را ندیده بود و از جفت خود دور شده بود، ناگاه در تاریکی شب خود را غریب و رنجور دید، با خدا مناجات می کرد و به زبان حال با خدا گفت:
ذکـر تو مرا مونـس و یار است به شـب وز ذکــر توام هیچ نیاساید لـب
چون صبح شد ندا آمد ای آدم دو رکعت نماز بخوان، یک رکعت به شکرانه گذشتن شب به هجرت و یکی دمیدن صبح دولت و دیدن جفت.
و اول کسی که نماز پیشین ( ظهر ) کرد ابراهیم خلیل بود که چون جان فرزند خود را نثار کرد و خداوند قربانی او را پذیرفت و هنگام زوال رسید ندا آمد چهار رکعت نماز بخوان؛ یک رکعت شکر توفیق، یکی دیگر شکر تصدیق، سوم شکر ندا، چهارم شکر فدا.
و اول کسی که نماز پسین ( عصر ) گزارد یونس بود که چون از نرسیدن عذاب به قوم خود ناشکری کرده بود گرفتار خشم خدا شد و به زندان شکم ماهی رفت! پس از عفو الهی و بخشش خدایی، چون از شکم ماهی بیرون شد، خود را از این چهار تاریکی رها و رسته دید : تاریکی لغزش، تاریکی شب، تاریکی آب و تاریکی شکم ماهی. و به شکرانه رهایی از آن چهار تاریکی چهار رکعت نماز گزارد.
و اول کسی که نماز شام (مغرب) گذارد عیسی ع بود که بی پدر به وجود آمد، در شکم مادر تورات و انجیل خواند و در گهواره سخن گفت، به شکرانه این سه نعمت سه رکعت نماز شکر بجا آورد، به رکعت اول نفی خدایی از خود کرد و به رکعت دوم اثبات خدایی در دو کتاب آسمانی کرد و به رکعت سوم اقرار به یگانگی خدا کرد.
و اول کسی که نماز شام ( عشا ) کرد موسی ع بود که نواخته خالق بی عیب و مخصوص تحفه غیب، و مزدور شعیب بود. چون مدت چوپانی سرآمد اندیشه وطن کرد، شب فرا رسید، باد تند وزید، باران گرفت و برق جهید، گرگ در گله افتاد، و عیالش را درد زه خاست، سرگردان در آن وادی بی پایان بی سر و سامان به زبان حال می گفت:
به هر کویی مرا تا کی دوانی ز هر زهری مرا تا کی چشانی
آری، بی رنج کسی گنج ندید، بی اندازه کسی به دولت نرسید، آن گاه به جانب طور شعاع نور دید و ندای خداوند غفور شنید که موسی را چهار غم بود . غم عیال و فرزند و برادر و دشمن، ندا آمد ای موسی غم مخور و اندوه مبر که رهاننده از غم و برنده اندوه منم. موسی برخاست و چهار رکعت نماز به شکرانه چهار نعمت گزارد که هر بنده مؤمن این چهار رکعت نماز گزارد، به شرط صدق و صفا و وفا و اخلاص، عیال و فرزند و برادر او را کفایت کند و بر دشمن پیروز شود و از غم واندوه برهد. چنان که هر چهار رکعت را خداوند به موسی داد.
بر گرفته از تفسیر ادبی - عرفانی قرآن مجید از خواجه عبدلله انصاری ( آیه ۲۳۸ سوره بقره)