تبليغاتX
خدا بود و دیگر هیچ...

 

 

سواد اعظم كتابي است به تازي كه امام بوالقاسم اسحق بن محمد بن اسمعيل مشهور به حكيم سمرقند، از علماي حنفي، به فرمان امير اسمعيل ساماني در شرح شصت و دو مسأله كلامي در بخارا نگاشته است. امام بولقاسم، قاضي شهر سمرقند بوده و از پيروان متكلم معروف ماتريدي متوفي به سال ۳۴۲ هجري.

استاد محمد دبير سياقي مي‌نويسد:‌« اين كتاب هشتاد سال پس از تألیف به امر امیر خراسان، نوح‌بن‌منصور سامانی(۳۸۷ ـ ۳۶۶) به پارسی گردانیده آمده است. نام مترجم تا کنون نامعلوم مانده است. » نسخه‌اي از اين كتاب را خواجه محمد پارسا متوفي به سال ۸۲۲ هجري به زبان متعارف روزگار خود در آورده و بر آن مقدمي‌اي نوشته است. نسخه‌ي به خط خواجه محمد كه تاريخ تحرير آن ۷۹۵ هجري است در كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران موجود است.

   مسئله بيست و ششم ـ آنست كه مرتبت انبياء صلوات الله عليهم اجمعين برتر از مرتبت اولياست و مرتبت اولياء كمتر از مرتبت انبياء باشد. و هر كه هر دو يكسان نهد آن مبتدع و هوادار باشد. و معجزات انبياء راست و كرامات اولياء راست و اولياء را كرامت آن وقت باشد كه خداي عزّوجل را مطيع باشند و رسول‌ عليه‌السلام را طاعت دارند قوله تعالي:‌ «من یطع الرسول فقد اطاع الله» و جای دیگر گفت: «و من یطع الله و رسوله فقد فاز فوزاً عظیماً»ُ پس هر که را خدای عزّوجل و رسول‌الله عليه‌السلام  [را] طاعت دارد، آن را كرامت باشد و هر كه جز اين گويد كفر باشد. و اندر خبرست كه رسول‌الله صلي‌الله‌عليه‌وسلم گفت: من سيد ولد آدمم و مرا بدين فخر نيست، روز قيامت آدم و دون آن در زير علم من روند و مرا بدين فخر نيست. و در خبرست كه همه اولياي حق را و كردار ايشان را جمع كنند بگرد قدم پيغمر نرسد. چون چنين باشد معجزات مر انبيا و كرامات مر اوليا را حق بيني. پس اين مقدار كفايت بود خردمند را.

نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 14:52 توسط زهرا س و زهرا ب | | لينك ثابت